تبليغاتX
دل شکسته
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
 خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم‌

 

زندگي را نفسي ارزش غم خوردن نيست و دلم بس تنگ است بي خيالي سپر هر درد است باز هم مي خندم آن قدر مي خندم که غم از روي رود

 

 هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم

 

عطر نگاه صادقانه به لحظه ها دل بستم تا روزي طعم شيرين با تو بودن را حس کنم به عقربه ها التماس کردم تا تند تر بر روي صفحه ساعت بچرخند بلکه روز موعود زودتر فرا رسد و من سر شار از عطر نگاه تو شوم

 

ازش پرسيدم چقدر دوستم داري؟ گفت به اندازه شكوفههاي بهاري. و چه راست ميگفت چون شكوفههاي بهاري مهمون دو روز بودن

 

اگرکسی واقعاً تورو دوست داشته باشه ، بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم، ميگه مواظب خودت باش،پس مواظب خودت باش

|+| نوشته شده توسط نازی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 1:6 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
JavaScript Codes