| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
جهان داره مي چرخه
دنيا و علم داره همينجوري به راه خودش ادامه مي ده منتظر تو نمي مونه بايد خودتو بهش برسوني.آروم بري عقب مي موني اگرم راه نري بيشتر از قبل بايد خودمو بهش برسونم. هيچ كودوم به عشق كاري ندارن.اهميتي هم نميدن. شايدم بدن! نمي دونم از اونا خبري ندارم. چند وقته همه چيرو گذاشتم كنار و همش به اون فكر كردم بايد بهش برسم تازه فهميدم كه تنها چيزي كه از اين روزا باقي ميمونه خاطرست همين و بس شايد اگه بيشتر هم باشه چند تا عكسه همين كه بعد از مردن اونم به دردي نمي خوره مي دونين چيه؟ الان جشن گرفتيم با باباي گلم وقتي جشن تموم شد داشتم عكساي چند دقيقه ي پيش رو نگاه مي كردم. به اين نتيجه رسيدم كه:پس بهتره كه از لحظاتي كه ديگه تكرار نمي شن نهايت استفاده رو بكنم پس ديگه هيچي برام مهم نيست جز عشقم مي خوام باهاش خوش باشم و خوش بگذرونم چي مي شد اگه هيچ درد و غمي وجود نداشت؟ خيلي خوب مي شد مگه نه؟ اونوقت من هيچ وقت تنها و غمگين نبودم! ولي نه! من تنها نيستم. من شما رو دارم و يه خدا كه هميشه و همه جا مراقبمه خدا و شما حرفاي دله منو بدون نق و نوق گوش مي كنين و منم صادقانه حرفامو بهتون ميزنم احساس تنهايي مي كنم چون نمي تونم ببينمتون ولي مي دونم كه از حراي من خسته نمي شين همتونو دوست دارم بياين با هم خوش بگذرونيم همديگه رو نرنجونيم چون تنها چيزي كه از من باقي ميمونه براتون اين وبلاگه و بعد از مرگم ديگه هيچ مطلبي نمياد اينجا بياين تا زنده هستيم يه كمك هم عشق رو زنده كنيم كمك كنيم تا عاشقا به هم برسن اونارو از هم جدا نكنيم چون اونا بدون هم ناراحت مي شن مثل من ضعيف مي شن مثل من شب و روز گريه مي كنن مثل من آخرش خسته ميشن از اين دنيا مي خوان برن ولي نميشه نمي تونه.راهي نداره . هر كار مي كنه يه جوري نجاتش ميدن ولي آخرش هلاك ميشن ضعيف و بي روح بي روح چون روحشون تو بدن اونه ميره تا هميشه مراقب اون باشه و جسمشو تنها مي ذاره و ميره جسمشو به خاك ميسپارن و... منم بدون اون نميتونم به خدا نمي تونم خدايا كمكم كن مي دونين احساس ميكنم خدا مي خواد كه من اين رنجارو بكشم اگه من اين رنجارو نشم و مفت اونو بدست بيارم هيچ وقت قدر عشقمو نمي دونم وبه راحتي از دستش مي دم همون طوري كه بدستش آوردم اگه قدرشو بدونم احساس مي كنم هيچ وقت از دستش نمي دم پس بهتره زجر بكشم خدايا زجرم بده زجرم بده تا حده مرگ تا هيچ وقت از دستش ندم تنها چيزي كه ازت ميخوام اينه كه هيچ وقت لبخنده قشنگشو ازم نگير هيچ وقت... |+| نوشته شده توسط نازی در شنبه ششم مرداد 1386 و ساعت 8:25 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() پوسیدم و او نیامد...
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1386مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 پيوندها
عاشقانه يا پر از نفرت؟مورچه كوچولو سكوت در خلوت تنهايي live 4 One زندگي انواع" صنایع دستی : لوازم خانگی : پزشکی : نرم افزار : آموزشی: : فیلم : رایگان 1شب 4 سال صبر ... محمدx: براي قلب هاي تنها.._غزل گلم عشق آريايي فقط بچه های ایران دل به هر کسی دادم از سادگی دادم همه چيز و هيچ چيز پسري...! بنام تنها آشفتگان ديار سرنوشت قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |