| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
اگه عاشق نباشم پس چرا زندگی کنم؟ چرا من به این دنیا اومدم؟ وقتی چشمامو باز کردم فکر می کردم خوشی در انتظارمه ولی چیزی جز غم نصیبم نشد چرا نباید عاشق باشم وقتی که دیوانه وار عاشقم زندگی سخت تر از اونی بوده که فکرشو می کردم... اگه با عشق زندگی نکنی زندگی به چه دردی می خوره؟ بهش می گن زندگی؟ فکر نمی کنم من از زندانی که توش گرفتار شدم بتونم بیرون بیام پس خداوندا خدايا ازت مي خوام منو بهش برسوني يا از زندگي كردن محرومم كني...
|+| نوشته شده توسط نازی در جمعه شانزدهم شهریور 1386 و ساعت 4:38 بعد از ظهر |
|
درباره وبلاگ
![]() پوسیدم و او نیامد...
منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
آبان 1386مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 پيوندها
عاشقانه يا پر از نفرت؟مورچه كوچولو سكوت در خلوت تنهايي live 4 One زندگي انواع" صنایع دستی : لوازم خانگی : پزشکی : نرم افزار : آموزشی: : فیلم : رایگان 1شب 4 سال صبر ... محمدx: براي قلب هاي تنها.._غزل گلم عشق آريايي فقط بچه های ایران دل به هر کسی دادم از سادگی دادم همه چيز و هيچ چيز پسري...! بنام تنها آشفتگان ديار سرنوشت قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |