تبليغاتX
دل شکسته
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
پایان من
زندگی کردن برام خیلی سخت شده

و گذراندن روزهای تکراری

امروز روز پایان عشق من است

در راه رسيدن به تو گيرم كه بميرم . اصلا به تو افتاد مسيرم كه بميرم. يا چشم بپوش از من و از خويش برانم . يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم

 

عشق من رفت...

برای همیشه

از آیندم می ترسم

هر ثانیه ای که از این زندگی می گذره

ترس من بیشتر می شه.من از فردای خودم می ترسم

جدایی از عشقم سخت بود ولی ممکن..

عشق من

امیدوارم با هر کسی که باشی

زندگیت بدون غم باشه

ولی زندگی من...

شاید دیگه کسی منو ندید

شاید دیگه زنده نباشم تا کسی منو نبینه

اگر هم دید

شاید دیگه نازی سابق نباشم.

نازی  عاشقه ولی تنهاست..

من به عاشق بودنم افتخار می کنم

فکر می کردم لیلی و مجنون افسانه بود

۱۷ ساله تمام اشتباه می کردم

لحظه لحظه ی زندگیه من پر از غم بود

و غم های من تمامی ندارد...

پس چه بهتر که به این زندگی پایان دهم

مرهم درد دل من مرگ است

و این است پایان زندگیه یک دل شکسته...

 

پایان

|+| نوشته شده توسط نازی در جمعه ششم مهر 1386 و ساعت 1:6 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
JavaScript Codes