تبليغاتX
دل شکسته
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
درد دل
تا حالا شده اونقدر ناراحت باشین که احساس کنین دلتون داره می ترکه؟

من الان تو ی اون حالم

دلم داره می ترکه از بس توش غم و غصه است

نمی دونین چقدر سخته وقتی بهترین دوستت بهت پشت کنه و تو رو همه جا بد نام کنه

نمی دونین اومدن درد سرها اونم پشت هم چه موقعیتیه؟؟؟

واااااااااااای

دلم می خواد دیگه زنده نباشم

یا چند سال پیش دوباره بیاد و اون اتفاقای خواب دوباره بیفته

داشتن داداش کوچولو.نازیه درس خون و عاشق که هیچ کس از عاشقیش خبر نداشت.نازی کوچولویی که هنوز اون روی زندگی رو ندیده بود

زندگی سخت تر از اونی بوده که فکرشو می کردم

به خدا برام سخته دیگه تحمل ندارم

یه اشتباه کوچیک آیندتو خراب می کنه

یا کل زندگیتو

کاش از اول می دونستم

کاش اون کارو نمی کردم

نمی دونستم که می تونم اینقدر تحمل دارم

می تونستم با خودم حلش کنم

ولی نکردم...

به خاطره حرف کسی که حتی ارزشی هم نداشت که از من بد گویی کرده بود و همه می دونستن که من اونجوری نیستم..

اون قرصای لعنتی رو خوردم

و همه ی مشکلام از اون موقع شروع شد...

پشیمونم پشیمون

حالا دیگه شدم یه دختره مریض.عصبی.افسرده...

کاش می شد به گذشته برگشت

تا جولومو می گرفتم

وای خدااااااااااااااااااااااااااااااا

الان هر لحظه که از عمرم می گذره به کلمه ی مرگ بیشتر فکر میکنم

کاش می مردم

به خدا جهنم از دنیایی که پر از دروغ و حرف و عاشقیه بهتره

دیگه حتی گذروندن یک روزم برام مثل گذشتن یک ساله

خدا جونم کمکم کن

جون من

پشیمونم

ولی پشیمونی سودی نداره می دونم

ولی می دونم یه روزی یه جایی وقتی واقعا بهت نیاز دارم کمکم می کنی

ولی الانم دلم شکسته

از این دنیا.از آدماش.از خودم..

نمی دونم چیکار کنم

جز اینکه از تو بخوام

نا امیدم نکن

کمکم کن...

|+| نوشته شده توسط نازی در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386 و ساعت 11:44 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
JavaScript Codes