تبليغاتX
دل شکسته
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
داره بارون میاد و یه درده جدید.دلتنگی...

اشکم چشمامو خیس کرده

و قطره های ریز بارون به پنجره ی اتاقم می خوره

وای بازم دلم تنگ شد

نمی دونم چرا وقتی بارون میاد دلم تنگ می شه

به خودم می گم

چی می شد اگه عشقم میومد دنبالم با پای پیاده

باهم قدم بزنیم زیر بارون

شاید اون بیرون عاشقای زیادی باهم قدم میزنن؟؟

از خودم می پرسم:::

یعنی همه ی عاشقا این قدر دلتنگن؟

عاشقی چقدر سخته خدایا

خودت کمکم کن...

|+| نوشته شده توسط نازی در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 5:30 بعد از ظهر | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar
JavaScript Codes